اما الان دیگه قید انعطاف رو زدم و تنها خواسته ام نداشتن درده!اینکه وقتی صبح از خواب بیدار میشم یا موقع نشستن یا بلند کردن چند کیلو درد نداشته باشم برام مهم تر از داشتن انعطافی شده که از همون اولش هم نداشتم!
اما با توجه به دادههای که به دست اوردم قابلیتش هست که خدا رو بدم ولی باز هم خرمایی گیرم نیاد!اگربعد از عمل دوباره درد داشتم و دوباه همان مشکلات به سراغم آمدند و یا حتی بدتر ، مشکلات دیگری پیدا کردم آن وقت چه؟میشم مثل اون کسی که هم پیاز رو خورد ، هم شلاغش زدند و هم جریمه اش را داد!
برچسب:
نویسنده: نیکی احمدپور
یه جایی برای درد دل
اسکولیوز چیزی که باید تحملش کنم
من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم...
من یه گلایلم که تو این سرزمین شومراهم به قبرو سنگ گرانیت میرسههر روز ب قتل میرسمو شعر من فقط،به انتشار شعله کبریت میرسهدردم هزار ساله مثه درده حافظه،درمونشم همونیه ک کشف رازیهنسلی ک سر سپرده عصر حجر شدهبه ساقیای ارمنیه پیر راضیهوقتی ک زندگی یه تاتر مزخرفهتنها به جرعه های فراموشی دلخوشمراسکول نیکف یه پیرزنو شقه کرده و من،با اون تبر فرشته الهامو میکشم....هی مست میکنم مثه یه بطریه شرابک
برچسب:
نویسنده: نیکی احمدپور